امروز

اکتبر 22, 2007

امروز روزی است که خدا آفریده است

در آن شادمانه خواهیم زیست

و از آن لذت خواهیم برد.

درود بر سپیده

به امروز بنگر

زیرا زندگی است

نفس زندگی است

در زمان اندک آن

واقعیت ها و دگرگونی های هستی شما نهفته است

شادمانی رشد

شکوه عمل

عظمت انجام کارهای بزرگ

و دیروز جز یک رویا نیست

و فردا جز یک خیال

امروز اگر زیبا زندگی کنی

دیروز تو سرشار از رویای شادمانی خواهد بود

و فردای تو تصویری از امید

پس!

به امروز خوب بنگر

و به سپیده بگو:

درود.

به روی گذشته و آینده درهای آهنین بکشید و هر روز برای همان روز زندگی کنید.

گزيده‌اي از كتاب 101 راه براي تغيير در زندگي

اکتبر 22, 2007

· آنچه به آن فكر مي‌كنيم گسترش مي‌يابد. بنابراين، مي‌توانيم دنياي درونمان را به نفع يا بر ضد خود به خدمت بگيريم. پس تصاويري از شادكامي و سعادت خود خلق كنيم، و با مشاهده روز به روز اين تصاوير، آنها را در جهان مادي خود به واقعيت برسانيم.

· دليل آمدن ما اشيايي نيست كه به دور خود جمع كرده‌ايم. آنچه در آخرين لحظه از خود مي‌پرسيم اين است كه چقدر به انديشه‌هاي خود و به آنها پرداخته‌ايم كه در مسير زندگيمان قرار گرفته‌اند.

· كوله‌بار مادي خود را از همين امروز سبك‌تر كنيم تا انرژي كمتري از ما بگيرد؛ تا از اسارت آن رهاتر شويم؛ تا بي‌دغدغه، ديگران را از آن سهيم كنيم؛ تا آرام‌تر شويم.

· خشم و رنجش سبب پريشاني و ارتباط و گفتگو سبب آرامش است. خشم خود از ديگران را در گفتگو با آنان مطرح كنيم.

· ذهن خود را از همه ناممكن‌ها رها كنيم و به شيوه خود با خدا ارتباط برقرار كنيم. ترديدهايمان را درباره آنچه معجزه مي‌دانيم دوباره بررسي كنيم و ذهن باز و بي‌قضاوت را جايگزين ترديدهايمان كنيم.

· دشمني‌ها را از افكارمان بيرون كنيم. شعور جاري در ما، در همه انسان‌ها جاري است. وقتي كه به هم متصليم، تلنگر هم بسيار دردآور است؛ چه رسد به تنفر و دشمني.

· وقتي كه شادماني را براي خود مي‌خواهيم، از ما مي‌گيرند؛ و وقتي كه آن را براي ديگران مي‌خواهيم، خودمان هم پيدايش مي‌كنيم.

· خود را ببخشيم، اشتباهات گذشته را درس‌هايي براي تعالي ببينيم و خود را از اتهام‌هاي گذشته رها كنيم و آزاد باشيم.

· آرام باشيم؛ سكوت و آرامش را تجربه كنيم و به خدا گوش كنيم تا راه‌حل مسائلمان را بيابيم. مسائل خانوادگي، مالي، جسمي، دروني، … و انرژي درونيمان را از زيبائي‌هايي بگيريم كه ما را در برگرفته‌اند. بدين‌گونه اين جريان انرژي منشأ قدرت و بردباري ما مي‌شود.

· از آنجا كه همه اشياء جهان شعور دارند، هيچ چيز اتفاقي نيست و هر چيزي پيامي براي ما آورده است كه نبايد بدان بي‌توجه باشيم.

برگرفته از كتاب 101 راه براي تغيير در زندگي – نويسنده دكتر وين

موهبت: حال

اکتبر 22, 2007

یک روز بعدازظهر « بیل گرین » تلفنی از « لیزا مایکلز » داشت. بیل مدتی با لیزا همکار بود. لیزا شنیده بود که بیل به موفقیت بزرگی دست یافته است. و بدون فوت وقت به این مطلب اشاره کرد: « می‌توانم خیلی زود شما را ملاقات کنم؟ ». بیل احساس کرد که صدای لیزا کمی هیجان‌زده است. پاسخ مثبت داد، و برنامه‌اش را طوری تنظیم کرد که بتواند روز بعد هنگام ناهار با لیزا دیداری داشته باشد. هنگامی که لیزا وارد رستوران شد، بیل متوجه شد که او خسته است. پس از قدری گفت و گو و سفارش غذا، لیزا گفت: « حالا در شرکت هاریسون کار می‌کنم »

بیل گفت: « تبریک می‌گویم. پیشرفت تو تعجبی ندارد. »

« متشکرم، اما کارم مملو از مشکلات است. » نسبت به زمانی که با هم کار می‌کردیم، همه چیز تغییر زیادی کرده است. افراد کمتری داریم، اما یک خروار کار برای انجام دادن هست. آن‌قدر وقت من کم است که احساس می‌کنم – چه در محل کار و چه در خانه – هیچ کاری را نمی‌توانم تمام کنم. به همین دلیل آن لذتی را که دلم می‌خواهد، از زندگی نمی‌برم. لیزا موضوع صحبت را عوض کرد و گفت:

« راستی بیل، خیلی سرحال هستی »

بیل جواب داد: « البته، حالا بیشــتر از کار و زندگیم لذت می‌برم. این تغییری مثبت بـرای من اسـت! »

لیزا گفت: « آه! کارت را عوض کردی؟ »

بیل خندید: « نه، اما مثل این است که عوض شده باشد. همه چیز حدود یک‌سال پیش اتفاق افتاد. »

لیزا پرسید: « چه اتفاقی؟ »

بیل گفت: « یادت می‌آید برای رسیدن به نتیجه خوب چه‌قدر به خودم و دیگران فشار می‌آوردم؟ و برای انجام کارها چه‌قدر وقت و انرژی صرف می‌کردم؟ »

لیزا خندید « چطور یادم برود؟ همه‌اش یادم هست. »

بیل از مرور رفتارهای گذشته‌اش به خنده افتاد. « خوب، من چند چیز را یادگرفتم و به همین علت افراد بیشتری در قسمت خودم دارم. اکنون ما با استرس کمتر و با سرعت بیشتر، نتایج بهتری به دست می‌آوریم. و مهم‌تر این‌که از زندگی‌ام لذت بیشتری می‌برم. »

لیزا پرسید: « چه اتفاقی افتاده؟ »

« اگر بگویم، احتمالاً باورت نمی‌شود. »

لیزا جواب داد: « امتحان کن. »

بیل مدتی مکث کرد، سپس گفت: « از یکی از دوستانم داستانی شنیدم. این داستان هدیه‌ی خوبی برای من بود. در حقیقت، می‌توانم داستان را یک موهبت بخوانم. »

لیزا با اشتیاق پرسید: « این داستان درباره‌ی چیست؟ »

« داسـتان درباره‌ی مردی اسـت که راهی برای رسـیدن به یک زندگی شـاد و موفق کشف می‌کند. »

« پس از اینکه این داستان را شنیدم، مدت زیادی درباره‌ی آن و اینکه چطور می‌توانم از آن استفاده کنم فکر کردم. بعد شروع کردم به استفاده از آموخته‌هایم. ابتدا در کار و سپس در زندگی شخصی‌ام آنها را بکار بردم. این کار اثر زیادی روی من گذاشت، به‌طوری که توجه همه را جلب کرده است؛ مانند جوان داستان حالا من شادترم و بسیار بهتر شده‌ام »

لیزا پرسید: « چه‌طور؟ از چه راهی؟ »

« خوب، حالا روی کارم بهتر تمرکز می‌کنم. از آن‌چه اتفاق می‌افتد بیشتر درس می‌گیرم، و قادر به برنامه‌ریزی بهتری هستم. حالا می‌توانم بدون صرف وقت زیادی روی کارهای مهمی که باید انجام شوند، تمرکز کنم. »

لیزا شگفت‌زده به‌نظر می‌رسید. « همه‌ی این‌ها را از یک داستان یاد گرفتی؟ »

« خوب، این نتیجه‌ای است که من از داستان گرفتم. » افراد مختلف نتایج متفاوتی از موهبت به دست می‌آورند، بستگی دارد که چه موقع – سر کار یا در خانه – آن را بشنوند. البته، برخی هم اصلاً نتیجه‌ای نمی‌گیرند.

بیل ادامه داد: « داستان » یک مثل عملی است، بنابراین فقط داستان دارای اهمیت نیست. بلکه مهم نتیجه‌ای است که به آن می‌رسی و ارزشی است که به داستان می‌دهی. »
لیزا گفت: « می‌توانی داستان را برایم تعریف کنی؟ »

بیل جرعه‌ای آب نوشید و آهسته گفت: « لیزا من تردید دارم، زیرا تو آدم شکاکی هستی. و این داستان از آن داستان‌هایی است که برای تو کسل کننده است. »

لیزا دیگر اصرار نکرد و به جای آن دوباره اعتراف کرد که در کار و زندگی‌اش تحت فشار زیادی است، و با این امید به دیدار بیل آمده است تا از او کمک بگیرد.

بیل به یاد زمانی افتاد که خودش چنین احساسی داشت.

لیزا گفت: « واقعاً میل دارم داستان را بشنوم. »

بیل از گذشته به لیزا علاقه داشت و برایش احترام زیادی قائل بود. بنابراین گفت: « خوشحال می‌شوم آنرا برایت تعریف کنم فقط نتیجه‌گیری داستان را بر عهده خودت می‌گذارم. و اگر به نظرت مفید بود برای دیگران هم تعریف کن. »

لیزا موافقت کرد و بیل ادامه داد: « هنگامی که برای اولین بار داستان را شنیدم، در نقطه‌ای از داستان به این نتیجه رسیدم که اهمیت آن خیلی بیشتر از چیزی است که پیش‌بینی کرده بودم. در طول داستان، یادداشت‌هایی برمی‌داشتم تا بعداً نکات مفید و عملی را به یاد بیاورم. »

لیزا مبهوت شده بود که چه چیز مفیدی برای او در داستان وجود دارد. دفترچه یادداشت کوچکی بیرون آورد و گفت: « من برای شنیدن حاضرم. »

و بیل به شرح داستان « موهبت » پرداخت.

موهبت

روزی روزگاری پسرکی به صحبت‌های پیرمرد فرزانه‌ای گوش می‌کرد، و به این ترتیب درباره‌ی موهبت مطالبی می‌آموخت.

پیرمرد و پسرک بیش از یک‌سال بود که همدیگر را می‌شناختند، و از صحبت با یکدیگر لذت می‌بردند.

یک روز پیرمرد گفت: « موهبت با ارزش‌ترین هدیه‌ای است که تا کنون دریافت کرده‌ای. »

پسرک پرسید: « چرا این‌قدر باارزش است؟ »

Read more »

رؤیاهای شما از شخصیت درونتان می‌گویند!

اکتبر 21, 2007

آیا تصور می‌کنید خیالات و آرزوهای یک شخص، به نوعی وقت تلف کردن است؟ یک بار دیگر فکر کنید. تخقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از افراد نیمی از ساعات روز را به فرورفتن در خیالات و اوهام خود می‌پردازند و متخصصان بر این عقیده‌اند که هر یک دقیقه آن از ارزش خاصی برخوردار است.

محققان دانشگاه « مینه سوتا » پس از تحقیقات بسیار در این زمینه به این نتیجه رسیده‌اند که این « رؤیاهای بیداری » می‌توانند اطلاعات جالبی را در مورد شخص آشکار کنند؛ در واقع آنها منعکس کننده امیدها و آرزوهای ما هستند و آینده ما را در رؤیاهای ما به تصویر می‌کشند و به صورت تلفیقی می‌توانند برای رسیدن به اهداف ما را یاری دهند. خلاقیت ما با این رؤیاها شکل گرفته و رنگ واقعیت به خود می‌گیرند. پس « رؤیاهای بیداری » را باور کنید و متداول‌ترین آنها را انتخاب کرده و دریابید کدام‌یک از رؤیاهای شما به حقیقت می‌پیوندند!

رؤیاهای شما بیشتر پیرامون « خارج از خانه » دور می‌زند.

آیا اکثر اوقات در محیط کار خود از پنجره به بیرون خیره می‌شوید و تصور می‌کنید که اکنون در میان یک جنگل انبوه و خوش آب و هوا مشغول قدم زدن هستید … به میان ابرها رفته و یا در میان دریایی از شیرینی‌های خوشمزه غوطه‌ور هستید؟! پس شما همیشه به سمت « قله کوه » در حرکت هستید!

تحقیقات روان‌شناسان در این زمینه نشان می‌دهد افرادی که بیشتر رؤیاهایشان در خارج از محیطی است که در آن قرار دارند افرادی ذاتاً جاه‌طلب و بلندپرواز هستند. بنابراین انتخاب داوطلبانه شما در خصوص انجام یک پروژه کاری، تغییر دکوراسیون اتاق خوابتان، یادگیری این‌که چه‌گونه پس‌انداز کردن را شروع کنید و خلاصه هر کاری که انجام می‌دهید مهیج و جالب و بعضاً غافلگیر کننده باشد.

چنان‌چه رؤیای شما بیشتر در مورد « گذراندن وقت در تنهایی » است.

در زبان رؤیاها، « تنهایی » به معنی آزادی در مفهوم هنری است. فضایی که دوست دارید باشید! و به همین علت است که افرادی که رؤیاهایشان در این حواشی دور می‌زند ممکن است به دنبال فرصت‌هایی برای نشان دادن ذات هنرمندانه خود باشند!

تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهد افرادی که به دنبال خلاقیت‌های هنری مانند نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و … هستند، به طور معمول 70 درصد کمتر از دیگران دچار استرس‌های عصبی می‌شوند.

روان‌شناسان معتقدند شما که بیشتر در رؤهایتان « تنها » هستید و بویژه به سراغ نقاشی می‌روید، به مراتب نسبت به دیگران تسلط بیشتری بر نفس خود دارید و راحتتر با مشکلات و مسائل زندگی بخورد می‌کنید. پس با خیال راحت قلم نقاشی خود را برداشته و تصاویر دل‌خواه خود را نقاشی کنید.

چنان‌چه رؤیاهای شما بیشتر به « موضوعات عاشقانه » برمی‌گردد.

رؤیاهای عاشقانه یا رمانتیک بیشتر ریشه در « عشق » به خود دارند و اگر شما بیشتر چنین رؤیاهایی را در ذهن دارید، به معنای آن است که در تلاشید تا از خویشتن خویش، آنچنان فرد بهتری بسازید تا همه « عاشق » شما باشند، همان‌گونه که خود، بیش از اندازه خویش را دوست دارید.

مثلاً شما آرزو دارید پنج کیلو از وزن خود را کم کنید. یک بار دیگر کوچک شده و دوران مدرسه را پشت سر بگذارید. ذهنیت شما به شما می‌گوید که این کار را بکنید!

تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهد افرادی که بلافاصله به دنبال رؤیاهای خود می‌روند و آن کاری را که در رؤیاهای خود در نظر دارند به انجام می‌رسانند، بیش از دیگران در انجام کارهای خود موفق هستند!

بنابراین یک آرزوی کوچک بکنید، در رؤیاهایتان به آن بپردازید و ببینید که خیلی سریع آن آرزو یا رؤیا به حقیقت می‌پیوندد!

چنان‌چه در رؤیای خود پیروزی و یک کسب یک جایزه ارزشمند را می‌بینید.

چنین رؤیاهایی غالباً به این معناست که شما اجازه می‌دهید مسوؤلیت‌های بسیار زیاد شما در قبال دیگران جای نیازهای شخصی خودتان را گرفته و برآوردن نیازهای دیگران همیشه در اولویت قرار گیرد. در این صورت احساس خوبی به شما دست می‌دهد، شما به هر چیز و هر خصی نمره قبولی می‌دهید به غیر از خودتان! البته مطمئن شدن از این‌که همسرتان راضی و خشنود است شما را بی‌نهایت خوشحال می‌سازد.

اما تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهد که بیشتر زنانی که چنین خصوصیاتی دارند تمام وقت خود را صرف دیگران می‌کنند و معمولاً برای خود زمان فشرده‌ای را در نظر می‌گیرند. بنابراین خواه برای آرایش موهایتان وقت گرفته باشید، خواه بعدازظهری گرم را مشغول خرید برای بچه‌هایتان باشید در هر صورت احساس رضایت در صورت‌تان پیداست و نشان می‌دهد تا چه اندازه از این‌که بیشتر وقت‌تان را صرف دیگران می‌کنید شاد هستید!

چنان‌چه رؤیاهایتان بیشتر مربوط به حل مشکلات است

چنین رؤیاهایی در ذهن شخص شما معمولاً خاطر نشان می‌سازد که شما برای انجام هر نوع کاری حتی کارهای خلق‌الساعه، آمادگی دارید و تنها با خیره شدن به اطراف‌تان – به واسطه آگاهی اولیه خود – از وضعیت موجود احساس امنیت میکنید، بنابراین این احساس خوب را در خودتان تقویت کنید!

هر وقت بتوانید یک کار نیمه تمام را تمام کرده از برنامه جلو می‌افتید! برای فردا ناهار را از شب قبل آماده کنید، پروژه‌های کاری آینده‌تان را از قبل مرور می‌کنید و همیشه مطمئن هستید که اگر قرار است تصمیمی به سرعت اتخاذ شود، شما آماده گرفتن این تصمیم هستید! آمادگی ذهنی، جسمی و روحی شما برای دیگران قابل تحسین است، در حالی‌که شما آن را یک امر عادی تلقی می‌کنید.

تحقیقات در این زمینه نشان میدهد که شما آمادگی شنیدن مسائل و مشکلات را نیز بیش از دیگران دارید!
منبع : x-team.blogfa.com

قورباغه را قورت بدهید!

اکتبر 21, 2007

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام می‌دهید خوردن قورباغه خودتان باشد.

خوشبختانه می‌توانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهم‌ترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.

در اینجا خلاصه‌ای از بیست و یک روش فوق‌العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل‌های کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عمل‌تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده‌تان تضمین شود:

سفره را بچینید

دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدف‌ها و تصمیم‌هایتان را بنویسید.

برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقه‌ای که صرف برنامه‌ریزی می‌کنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفه‌جویی خواهید کرد.

قانون 20/80 را در همه امور به‌کار بگیرید

80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.

پیامد کارها را در نظر داشته باشید

مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.

روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید

قبل از شروع لیستی از کارهایتان تهیه کنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولویت‌بندی کنید تا مطمئن شوید که همیشه در حال انجام مهم‌ترین کارهایتان هستید.

روی اهداف اصلی تمرکز کنید

نتایجی را که باید قطعاً از کارتان به‌دست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمده‌اید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.

به قانون تخشیص ضرورت عمل کنید

هیچ‌وقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد اما همشیه برای انجام مهم‌ترین کارها وقت کافی هست.

پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید

آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف میشود.

همیشه یک شاگرد باقی بمانید

هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهم‌تان دانش بیشتری به‌دست آورید، می‌توانید سریع‌تر شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.

استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید

دقیقاً مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام می‌دهید یا در آینده می‌توانید خیلی خوب انجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن به‌کار گیرید.

محدودیت‌های اصلی خود را مشخص کنید

محدودیت‌ها و یا عوامل بازدارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید، عواملی که سرعت شما را در دست‌یابی به مهم‌ترین هدف‌هایتان تعیین می‌کنند. سپس تمرکزتان را به از بین بردن این محدودیت‌ها معطوف کنید.

هر بار یک بشکه جلو بروید

اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، می‌توانید بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین کارها را به انجام برسانید.

خودتان را تحت فشار بگذارید

تصور کنید که یک ماه دیگر باید شهر را ترک کنید. طوری کار کنید که گویا مجبور هستید قبل از ترک شهر تمام کارهای اصلی‌تان را به اتمام برسانید.

قدرت‌های فردی خود را به حداکثر برسانید

اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهم‌ترین و ضروری‌ترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.

خودتان را به فعالیت ترغیب کنید

خودتان مشوق خودتان باشید. در هر شرایط یا موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راه‌حل بگردید. همواره فردی خوش‌بین و سازنده باشید.

روش تنبلی سازنده را تمرین کنید

هیچکس نمی‌تواند همه کارها را انجام دهد. بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی از کارهایی که از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار هستند تنبلی کنید. با این کار خواهید توانست وقت کافی برای معدود کارهایی که واقعاً مهم هستند ایجاد کنید.

اول سخت‌ترین کار را انجام دهید

روزتان را با سخت‌ترین کار آغاز کنید، کاری که می‌تواند بزرگ‌ترین تأثیر را بر خودتان و حرفه‌تان بگذارد، و تا وقتی که آن را تمام نکرده‌اید دست از کار نکشید.

کار را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کنید

کارهای بزرگ و پیچیده را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.

وقت بیشتری ایجاد کنید

برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانی‌مدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.

سرعت انجام کار را افزایش دهید

عادت کنید که کارهای اصلی خود را سریع‌تر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را سریع و دقیق انجام می‌دهد مشهور شوید.

هر بار یک کار مهم انجام دهید

کارهای ضروریتان را دقیقاً مشخص کنید. سریعاً کار را شروع کنید و بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پیش بروید. این رمز واقعی افزایش کارایی و بهره‌وری فردی است.

اراده کنید که هر روز این اصول را تمرین کنید تا جزئی از عادت‌های شما شوند. با ایجاد این عادت‌های مدیریت فردی و تبدیل آنها به بخشی از ویژگی‌های شخصیت خود آینده‌تان را تضمین کنید.

قانون طلایی موفقیت از نظر افلاطون

اکتبر 21, 2007

1- هر اتفاقی که در زتدگی برای تو میا فتد به مصلحت توست

۲- شکست معنی ندارد (شکست یعنی دیر تر پیروز شدن )

۳- مسئولیت پذیر باش

۴- برای مدیریت باید از منابع (refrenc)استفاده کنید

۵- سرمایه ما دیگرانند چون انسان اجتماعی آفریده شده

۶- کار نوعی تفریح است

۷- پشتکار داشته باش